خرید بک لینک
ترجمه: سیدمحمدعلی رضوی اشاره:  متن زیر نوشتاری است که بهوسیله علیمحمد الصلابی به رشته تحریر آمده  و بهطورکلی  بازتابدهنده عقاید و اندیشه اهل سنت در مورد امام مجتبی(ع) است. این متن از پایگاه اینترنتی شبکه الجزیره قطر به مناسبت میلاد کریم اهلبیت از عربی به فارسی ترجمه گردیده است. روشن است که این متن دارای مطالبی است مترجم آنها را تائید نمیکند، اما درعینحال این متن را به دلیل اینکه تا حدودی بازتابدهنده جایگاه سید جوانان اهل بهشت در میان امت اسلامی است، در خورد توجه میشناسد. اینک متن برگردان مقاله تقدیم نگاههای کریمانه کریم اهلبیت(ع): در چهارچوب طرح در حال انجام ما برای شناسایی مهمترین نقاط و ایستگاههای تاریخی امت سرافرازمان، لازم بود از شخصیت و عصری صحبت کنیم که پژوهشگران از مطالعه آن غافل ماندهاند و خوانندگانی از فرزندان امت، از سیره او غفلت ورزیدهاند. و این  سیره و عصر پنجمین خلیفه راشدین حسن بن علی بن  رضیاللهعنه است. خواننده از ضعف یادآوری و بازخوانی از شرححال و عملکرد خلیفه پنجم حسن بن علی در حافظه امت تعجب میکند همانگونه که از کوتاهی در فقه و طرح بزرگ اصلاحی او در فرهنگ ما تعجب خواهد کرد. در رنسانس ملتها یکی از عوامل موفقیت، توجه به گذشته برای بهرهبرداری حال و پیشبینی آینده آنها است ، تاریخ - همانطور که میدانیم - حافظه امت و مخزن تجربیات و دانش اوست. ذهن ظاهری و پنهانش، خزانه ارزشها و کردارهایش و شالوده شخصیتش که در اعماق تاریخ و در امتداد زمان است. امام حسن مجتبی(صلواتاللهعلیه و آله و سلم) دارای سیرهای است که اگر اعماقش کاوش گردد، و جانشینان بهحق او دارای تاریخ غنی و بزرگ است، و امت او دارای تاریخی برجستهی در

برچسب: نویسنده: بنیامین محمودی تاريخ: دوشنبه 20 فروردين 1403 ساعت: 19:47

متن کامل شعر((علی ای همای رحمت)) که به مناجات نامه شهریار نیز مشهور است: علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ما سوا فکندی همه سایه همارا دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من بخدا قسم خدا را بخدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سرچشمه بقا را مگر ای سَحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را برو ای گدای مسکین درخانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیرتست اکنون به اسیر کن مدارا بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب که علم کند بعالم شهدای کربلا را چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان چو علی که میتواند که بسر برد وفا را نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت که ز کوی او غباری به من آر توتیا را به امید آنکه شاید برسد به خاک پایت چه پیامها سپردم همه سوزدل صبا را چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را چه زنم چو نای هردم ز نو ای شوق او دم که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد آشنا را ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا "شهریار،مناجات نامه

برچسب: نویسنده: بنیامین محمودی تاريخ: دوشنبه 20 فروردين 1403 ساعت: 19:47

یکی از بزرگان عرب برای مهمانی نزد امام حسن مجتبی علیه السلام رفت و موقعی که سفره پهن کردند تا شام بخورند،یک دفعه مرد اظهار غصه و ناراحتی کرد و گفت: من چیزی نمیخورم. امام حسن-علیه السلام- به او فرمود: چرا چیزی نمیخوری؟ آن مرد عرض کرد: ساعتی قبل فقیری را دیدم اکنون که چشمم به غذا میافتد به یاد آن فقیر افتادم و دلم سوخت. من نمیتوانم چیزی بخورم مگر اینکه شما دستور بدهید مقداری از این غذا را برای آن فقیر ببرند. امام حسن-علیه السلام- فرمود: آن فقیر کیست؟ مرد عرض کرد: ساعتی قبل که برای نماز به مسجد رفته بودم، مرد فقیری را دیدم که نماز میخواند. بعد از این که وی از نماز فارغ شد، دستمالش را باز کرد تا افطار کند. شام او نان جو و آب بود. وقتی آن فقیر مرا دید از من دعوت کرد که با او هم غذا شوم ولی من که عادت به خوردن چنان غذای فقیرانهای نداشتم،دعوت وی را رد کردم، حالا، اگر میشود مقداری از این شام خود را برای وی بفرستید. امام حسن مجتبی-علیه السلام- باشنیدن این سخنان گریه کرد و فرمود: او پدرم، امیرمؤمنان و خلیفه مسلمان علی-علیه السلام- است، او با اینکه بر سرزمینی بزرگ حکومت میکند، مانند فقیرترین مردم زندگی میکند و همیشه غذای ساده میخورد. آیت الله شهید دستغیب/آدابی از قرآن/ص۲۸

برچسب: نویسنده: بنیامین محمودی تاريخ: دوشنبه 20 فروردين 1403 ساعت: 19:47

صفحه بندی